رونوشت داربیشیر

(1953) نورمن داربیشیر

«پشت پرده‌‌ی مصاحبه با نورمن داربیشیر در فیلم مستند «پایان امپر اطوری

مقدمه‌ی مارک اندرسون، تهیه کننده و کارگردان پایان امپراطوری، بخش ایران

صبح  یک روز سرد زمستانی در  ژانویه ۱۹۸۳ [دی ماه ۱۳۶۲]، من و الیسون روپر، پژوهشگر «پایان امپراطوری»، به خانه‌ی بزرگ و مجلل نورمن داربیشیر رسیدیم  که در منطقه‌ی کنزینگتن لندن واقع بود . دو ماهی گذشته بود از آنگاه که صیدمان را شناخته و یافته بودیم. داربیشیر سرجاسوسی بود که سکان اتاق فرمان کودتا‌ی آمریکایی-انگلیسی علیه محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران را در دست داشت. او پس از یک هفته بررسیِ درخواست ما، دعوت‌مان را برای مصاحبه پذیرفته بود .بود

ما کلیات داستان را می‌دانستیم؛ اما نیاز داشتیم فصل به فصل و جزء به جزء آن را از زبان معمار اصلی‌اش بشنویم. می‌دانستیم که داربیشیر تصویب‌نامه‌ی محرمانه‌ی دولتی را امضاء کرده است. پس می‌دانستیم که امکان یک مصاحبه‌ی تصویری با او نزدیک به صفر است. اصلا ً حاضر بود به پرسش‌های ما پاسخ بدهد؟ به یک معدن طلا رسیده بودیم: داربیشیر پس از گذشت سه دهه از وقوع کودتا، تصمیم گرفته بود که زمانِ صحبتی صادقانه درباره‌‌ی آن رویداد فرا رسیده n.است؛  به شرطی که او به عنوان منبع اطلاعات، هرگز مشخص نشود

گرچه این حالت فاصله‌ی زیادی با یک مصاحبه‌ی تصویری داشت، اما ما آن را یک دستاورد بزرگ تلقی می‌کردیم، به این دلیل که ما را در تدوین پرسش‌های‌مان با کسانی که قرار بود در آینده‌ی n.نزدیک در آمریکا با آن‌ها مصاحبه کنیم یاری می‌کرد

ضبط صوت نواری کوچک‌مان را روی میز قهوه‌خوری قرار دادیم و داربیشیر پنجاه و هشت ساله صحبتش را آغاز کرد: یک مصاحبه‌‌ی غیر رسمی و خصوصی  درباره‌ی تجربه خودش به عنوان مأمور ام ای 6  در ایران. الیسون او را چنین به یاد می‌آورد: مردی چهارشانه، متمدن با بیانی منسجم عمیق و صدایی گرفته که از خصوصیات بارز سیگاری‌هایی‌ست که استکان ویسکی همیشه در n.دسترس‌شان قرار دارد

آنچه از اظهارات داربیشیر نصیب‌مان شد این بود که دولت انگلیس در سرنگونی نخست‌وزیر محمد مصدق که به شکلی دموکراتیک انتخاب شده بود نقشی اساسی داشت و فی‌الواقع ابتکار عمل را خود به دست داشت. مصاحبه‌ی صوتی را با یک ماشین تحریر و یا نرم‌افزار واژه‌نگار بسیار ابتدایی در دفتر کارمان در خیابان اپر ستریت به متن تبدیل کردیم (به نظر می‌رسد این کار الیسون باشد، به دلیل تعداد قابل توجه‌ اشتباهات املایی متن). متن مصاحبه، زمانی که تحقیقات خود را درباره‌ی نقش بریتانیا در ایرانِ دهه‌ی ۱۹۵۰/۱۳۳۰ انجام می‌دادیم، همواره در دسترس بود. این رونوشت ما را در مصاحبه‌های تصویری که با کارکنان سفارت بریتانیا در تهران داشتیم، به‌خصوص سم فال، که همکار داربیشیر بود و نیز مأمورین سابق سازمان سیا چون ستیوان مید و ریچارد کاطم یاری می رساند. می‌رساند

هرگز نتونستیم داربیشیر را برای انجام مصاحبه‌ تصویری متقاعد کنیم. آخرین بار که به این منظور با او تماس گرفتیم، در اواخر بهار ۱۹۸۴ بود. در آن زمان، اکثر مصاحبه‌های‌‌مان را انجام داده بودیم و با کمبود وقت روبه‌رو شده بودیم چرا که قرار بود مرحله‌ی ویرایش مستند در سپتامبر همان سال . انجام شود. ‌شود

پس از این که فیلم کودتا ۵۳ در اوت ۲۰۲۰ (مرداد ۱۳۹۹) به اکران آمد و مدعی شد که ما با داربیشیر مصاحبه‌ی تصویری انجام داده‌ایم، متوجه شدیم که داربیشیر در آوریل ۱۹۸۴ با آقای فخرالدین عظیمی که در آن زمان دانشجوی دکترا تاریخ در دانشگاه آکسفورد بود توافق کرده بود که به گفتگو بنشیند. (دکتر عظیمی تاریخ این مصاحبه را در پانویس فصلی از کتاب خود “محمد مصدق و کودتا ۱۹۵۳ در ایران”، که به ویراستاری مالکوم برن و مارک گاسیوروسکی انتشار یافته، داده است). دکتر عظیمی جزییات آنچه را که گذشت به تازگی فاش کرده است. است

داربیشر یک روز پس از گفت‌وگو با من تماس گرفت که نمی‌بایست چنان گفت‌وگویی انجا می‌شد و من حق استفاده از آنچه را گفته است ندارم. من که بسیار متأسف شده بودم، بدون ذکر نام او برخی از نکته‌هایی را که گفته بود در پایان‌نامه خود گنجاندم و بقیه را پس از مرگ او در نوشته‌ای به انگلیسی، و همچنین در کتاب حاکمیت ملی و دشمنان آن، آوردم.

روایت آقای عظیمی نشان می‌دهد که داربیشیر در همان آوریل ۱۹۸۴ از انجام هرگونه گفت و گوی غیر رسمی و خصوصی با افرادی که نسبت به وقایع کودتا علیه مصدق علاقه داشتند، پشیمان شده بود. همین می‌تواند توضیح‌دهنده‌ی آن باشد که چرا وی هرگز به درخواست نهایی ما برای انجام یک مصاحبه تصویری پاسخی نداد. گمان ما این است که این زمان سایر مصاحبه‌شونده‌های ما خبر گفت‌ و گوی ما با وی را پخش کرده بودند و همین سبب شده بود که کارفرمایان سابقش به او هشدار دهند که نباید بیش از این پیش رود. رود

(1983) مارک اندرسون

پس از این که فیلم ما [پایان امپراتوری] در سال ۱۹۸۵ برصحنه آمد، الیسون تمامی یادداشت‌های خود را به اضافه‌ی رونوشت گفت و گوهای تحقیقاتی و تصویری، به نوه‌ی مصدق، هدایت متین دفتری که در پاریس زندگی می‌کرد، سپرد. در سال ۲۰۱۴، هنگامی که آقای تقی امیرانی مشغول تحقیقات خود درباره‌ی فیلم کودتا ۵۳ بود، الیسون رونوشت مصاحبه‌ی داربیشیر را با او داد،تا آن گونه که خود صلاح می‌داند از آن استفاده کند. او رالف فیانس، بازیگر مشهور هالیوود را برای ایفاء نقش داربیشیر استخدام کرد تا صرفاً بر اساس مصاحبه‌ی شفاهی که داشتیم حرف‌های او را به زبان آورد. آورد

امیرانی در سال ۲۰۱۶، در میان یادداشت‌های پژوهشی که نزد آقای متین دفتری در پاریس باقی مانده بود، نسخه‌ای از رونوشت مصاحبه با آقای داربیشیر را می‌یابد که بخش‌هایی از آن قیچی شده بود. بخش‌های قیچی شده کار الیسون بود که عادت داشت برای تسهیل رونوشت‌های پژوهشی‌مان “ببرد و بچسباند و به این ترتیب کمکی باشد برای تصمیم‌گیری درباره‌ی کسی که قرار بود از او فیلم بگیریم. در فیلم کودتا ۵۳، این نسخه‌ی قیچی شده به عنوان “سند” انجام مصاحبه تصویری با داربیشیر عرضه شده است. است

مصاحبه‌های فیلم‌برداری شده‌یمان را به یک دسته تایپیست سپردیم تا آن‌ها را پیاده و به صورت متن کتبی درآورند. بر خلاف این رونوشتِ قیچی شده، همه‌ی آن‌ها دوخط در میان با ملحوظ داشتن شماره‌‌ی فهرست و حلقه‌ی فیلم‌برداری تنظیم شده‌اند. در رونوشت‌های فیلم، به ندرت نام مصاحبه شونده ذکر می‌شود، در عوض از برچسب زن و مرد برای گویندگان استفاده می شود. می‌شود

ما هرگز تصور نمی‌کردیم آقای امیرانی بتواند چنین روایت دروغینی تولید کند، و مدعی شود که ما یک مصاحبه‌ی تصویری پنهانی با داربیشیر انجام دادیم و سپس تسلیم فشار ام ای 6 شدیم و آن را از فیلم خود حذف کردیم. این یاوه‌گویی محض است. پس به حرمت فاش‌گویی ـ و حقیقت ـ بر آن شدیم رونوشتِ مصاحبه‌ی‌مان را با داربیشایر علنی کنیم و آن را در معرض دید تماشاگران کودتای ۵۳، ایران‌شناسان و همگان قرار دهیم. دهیم


Original Transcript

Page 1
Page 2
Page 3
Page 4
Page 5
Page 6
Page 7
Page 8
Page 9
Page 10
Page 11
Page 12
Page 13
Page 14

%d bloggers like this: